![]() |
![]() |
|
|
سلام من اون پستی که گفته بودید نامفهومه رو پاک کردم و درستش تو این پست نوشتم.
ببخشید که نه به نظراتتون جواب دادم و نه پستی گذاشتم. این چند روز تعطیلی رفته بودم دبی. از اونجا هم فقط یاهومو چک می کردم. برا همین اصلا بلاگفا نیمدم. جاتون خالی بود. اونجا مونده بودم چه جوری برم بیرون. می خواستم بی حجاب برم دیدم موهام کوتاه بهم می خندن. با روسری برم میگفتن هنوز تو حال و هوای ایرانه. با چادر برم می گفتن شیخه. خلاصه مونده بودم. بار او که رفتم بیرون بی حجاب رفتم. همه به موهام نگاه می کردن. بعد از اون دیگه بدون حجاب نرفتم بیرون. دفعه بعد روسری سرم کردم اما موهامو بیرون گذاشتم. اما دیدم نه بازم ضایعس. بار بعد با روسری و موهای تو رفتم بیرون که بد نبود. دفعه بعدشم با چادر ملی رفتم که افتضاح بود. اما بهترین پوششم روسری با هدبند بود. یعنی اصلا مشخص نمی شد موهام چقدره. دیگه همش اینجوری گشتم. اما اینم بگم اونجا که بودم و چادر سرم بود، به یه جا چادره گیر کرد و جر خورد. فردا هم باید سر امتحان با چادر معمولی برم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 15:31 توسط رومینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سام من رومینا هستم 15 ساله از تهران.
|
| پیوندهای روزانه |
|
یاهو 360 ام آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
دل نوشته های رضا دوست داشتنی ترین ها(صبا) پری عزیزم مطهره گل |
|
RSS
|